امروز: سه شنبه ۲۷-آذر-۱۳۹۷ / الثلاثاء 10-ربيع ثاني-1440 / Tuesday 2018-December-18

حدیث
پیام هفته :

عید سعید غدیر در آینه تاریخ اسلام

عید سعید غدیر در آینه تاریخ اسلام

بسمه تعالی

 

عید سعید غدیر در آینه تاریخ اسلام

 

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در سال دهم هجرت برای انجام فریضه و تعلیم مراسم حج به مکه عزیمت کردند. این بار انجام این فریضه با آخرین سال عمر پیامبر عزیز مصادف شد و از این جهت آن را «حجة الوداع » نامیدند. افرادی که به شوق همسفری و یا آموختن مراسم حج همراه آن حضرت بودند تا صد و بیست هزار تخمین زده شده اند.

مراسم حج به پایان رسید و پیامبر اکرم (ص) راه مدینه را، در حالی که گروهی انبوه او را بدرقه می کردند و جز کسانی که در مکه به او پیوسته بودند همگی در رکاب او بودند، در پیش گرفتند. چون کاروان به پهنه بی آبی به نام «غدیر خم» رسید که در نزدیکی «جحفه» (۱) قرار دارد، پیک وحی فرود آمد و به پیامبر فرمان توقف داد. پیامبراکرم (ص) نیز دستور دادند که همه از حرکت باز ایستند و بازماندگان فرا رسند. کاروانیان از توقف ناگهانی پیامبر در این منطقه بی آب، آن هم در نیمروزی گرم که حرارت آفتاب بسیار سوزنده و زمین تفتیده بود، در شگفت ماندند. مردم با خود می گفتند: فرمان بزرگی از جانب خدا رسیده است و در اهمیت فرمان همین بس که به پیامبر ماموریت داده است که در این وضع نامساعد همه را از حرکت باز دارد وفرمان خدا را ابلاغ کند.

فرمان خدا به رسول گرامی (ص) طی آیه زیر نازل شد:

یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس .(مائده:۶۷)

«ای پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو فرود آمده است به مردم برسان و اگر نرسانی رسالت خدای را بجا نیاورده ای و خداوند تو را از گزند مردم حفظ می کند».

دقت در مضمون آیه، ما را به دو نکته زیر هدایت می کند:

  • فرمانی که پیامبر (ص) برای ابلاغ آن مامور شده بودند آنچنان خطیر و عظیم بود که هرگاه پیامبر در رساندن آن ترسی به خود راه می دادند و آن را ابلاغ نمی کردند رسالت الهی خود را انجام نداده بودند، بلکه با انجام این ماموریت، رسالت وی تکمیل می شد. به عبارت دیگر، هرگز مقصود از ما انزل الیک مجموع آیات قرآن و دستورهای اسلامی نیست. زیرا ناگفته پیداست که هرگاه پیامبر اکرم (ص) مجموع دستورهای الهی را ابلاغ نکنند رسالت خود را انجام نداده است و یک چنین امر بدیهی نیاز به نزول آیه ندارد. بلکه مقصود از آن، ابلاغ امر خاصی است که مکمل رسالت شمرده می شود و تا ابلاغ نشود وظیفه خطیر رسالت، رنگ کمال به خود نمی گیرد. بنابر این، باید مورد ماموریت یکی از اصول مهم اسلامی باشد که با دیگر اصول و فروع اسلامی پیوستگی داشته و پس از یگانگی خدا و رسالت پیامبر، مهمترین مسئله شمرده شود.
  • از نظر محاسبات اجتماعی، احتمال می رفت که در طریق انجام این ماموریت از جانب مردم آسیبی به حضرت رسول اکرم (ص) برسد و خداوند برای تقویت اراده او می فرماید: و الله یعصمک من الناس٫

محدثان شیعه و همچنین سی تن از محدثان بزرگ اهل تسنن (۲) بر آنند که این آیه در غدیر خم نازل شده است و طی آن خدا به پیامبراکرم (ص) ماموریت داده که حضرت علی علیه السلام را به عنوان «مولای مؤمنان» معرفی کنند.

ولایت و جانشینی امام پس از پیامبر از موضوعات خطیر و پر اهمیتی بود که جا داشت ابلاغ آن مکمل رسالت باشد و خودداری از بیان آن، مایه نقص در امر رسالت شمرده شود. همچنین جا داشت که از نظر محاسبات اجتماعی و سیاسی، خوف و رعبی ایجاد شود، زیرا وصایت و جانشینی شخصی مانند حضرت علی علیه السلام که بیش از سی و سه سال از عمر او نگذشته بود بر گروهی که از نظر سن از او به مراتب بالاتر بودند بسیار گران بود (۳). گذشته از این، خون بسیاری از بستگان همین افراد که دور پیامبر (ص) را گرفته بودند در صحنه های نبرد به دست حضرت علی (ع) ریخته شده بود وحکومت چنین فردی بر مردمی کینه توز بسیار سخت خواهد بود. به علاوه، حضرت علی (ع) پسر عمو و داماد پیامبر (ص) بودند وتعیین چنین فردی برای خلافت در نظر افراد کوته بین به یک نوع تعصب فامیلی حمل می شده است. ولی به رغم این زمینه های نامساعد، اراده حکیمانه خداوند بر این تعلق گرفت که پایداری نهضت را با نصب حضرت علی علیه السلام تضمین کند و رسالت جهانی پیامبر خویش را با تعیین رهبر و راهنمای پس از او تکمیل سازد.

اکنون شرح واقعه غدیر را پی می گیریم:

آفتاب داغ نیمروز هجدهم ماه ذی الحجه بر سرزمین غدیر خم به شدت می تابید وگروه انبوهی که تاریخ تعداد آنها را از هفتاد هزار تا صد وبیست هزار ضبط کرده است در آن محل به فرمان پیامبر خدا فرود آمده بودند، در حالی که از شدت گرما عباها را به دو نیم کرده، نیمی بر سر ونیم دیگر را زیر پا انداخته بودند. در آن لحظات حساس، طنین اذان ظهر سراسر بیابان را فرا گرفت و ندای تکبیر مؤذن بلند شد. مردم خود را برای ادای نماز ظهر آماده کردند و پیامبراکرم نماز ظهر را با آن اجتماع پرشکوه، که سرزمین غدیر نظیر آن را هرگز به خاطر نداشت، بجا آوردند و سپس به میان جمیعت آمدند و بر منبر بلندی که از جهاز شتران ترتیب یافته بود قرار گرفتند و با صدای بلند خطبه ای به شرح زیر ایراد کردند:

ستایش از آن خداست. از او یاری می خواهیم و به او ایمان داریم و بر او توکل می کنیم و از شر نفس خویش و بدی کردارهایمان به خدایی پناه می بریم که جز او برای گمراهان هادی و راهنمایی نیست; خدایی که هرکس را هدایت کرد برای او گمراه کننده ای نیست. گواهی می دهیم که خدایی جز او نیست و محمد بنده خدا و فرستاده اوست.

ای مردم آگاه باشید: نزدیک است که من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم. و من مسئولم و شما نیز مسئول هستید. در باره من چه فکر می کنید؟ یاران پیامبر اکرم (ص) گفتند: گواهی می دهیم که شما آیین خدا را تبلیغ کردید و نسبت به ما خیرخواهی و نصیحت کردید و در این راه بسیار کوشیدی خداوند به توشما پاداش نیک بدهد.

پیامبر اکرم (ص) وقتی مجددا آرامش بر جمعیت حکمفرما شد، فرمودند:

آیا شما گواهی نمی دهید که جز خدا، خدایی نیست و محمد بنده خدا و پیامبر اوست؟ بهشت و دوزخ و مرگ حق است و روز رستاخیز بدون شک فرا خواهد رسید و خداوند کسانی را که در خاک پنهان شده اند زنده خواهد کرد؟ یاران پیامبر گفتند: آری، آری، گواهی می دهیم.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ادامه دادند: من در میان شما دو چیز گرانبها به یادگار می گذارم; چگونه با آنها معامله خواهید کرد؟ فردی پرسید: مقصود از این دو چیز گرانبها چیست؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند::

ثقل اکبر کتاب خداست که یک طرف آن در دست خدا و طرف دیگرش در دست شماست. به کتاب او چنگ بزنید تا گمراه نشوید. و ثقل اصغر عترت و اهل بیت من است. خدایم به من خبر داده که دو یادگار من تا روز رستاخیز از هم جدا نمی شوند.  ای مردم، برکتاب خدا و عترت من پیشی نگیرید و از آن دو عقب نمانید تا نابود نشوید.

در این موقع پیامبر (صلوات الله علیه و علی آله) دست حضرت علی (علیه السلام) را گرفتند و بالا بردند، تا جایی که همه حضرت علی (ع) را در کنار پیامبر (ص) دیدند و او را به خوبی شناختند و دریافتند که مقصود از این اجتماع مسئله ای است که مربوط به حضرت علی (ع) است و همگی با ولع خاصی آماده شدند که به سخنان پیامبر (ص) گوش فرا دهند.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

ای مردم آگاه باشید، سزاوارترین فرد بر مؤمنان از خود آنان کیست؟ یاران پیامبر پاسخ دادند: خداوند و پیامبر او بهتر می دانند.

پیامبر اکرم (ص) ادامه دادند: خداوند مولای من و من مولای مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان اولی و سزاوارترم.

ای مردم «هر کس که من مولا و رهبر او هستم، علی هم مولا و رهبر اوست ».

رسول اکرم (ص) این جمله آخر را سه بار تکرار کردند (۴) وسپس ادامه دادند:

پروردگارا، دوست بدار کسی را که علی را دوست بدارد و دشمن بدار کسی را که علی را دشمن بدارد. خدایا، یاران علی را یاری کن و دشمنان او را خوار و ذلیل گردان. پروردگارا، علی را محور حق قرار ده.

 

سپس افزودند: لازم است حاضران به غایبان خبر دهند و دیگران را از این امر مطلع کنند.

هنوز اجتماع با شکوه به حال خود باقی بود که فرشته وحی فرود آمد و به پیامبر گرامی (ص) بشارت داد که خداوند امروز دین خود را تکمیل کرد و نعمت خویش را بر مؤمنان بتمامه ارزانی داشت. (۵)

در این لحظه، صدای تکبیر پیامبراکرم (ص) بلند شد و فرمودند: خدا را سپاسگزارم که دین خود را کامل کرد و نعمت خود را به پایان رسانید و از رسالت من و ولایت علی پس از من خشنود شد. پیامبر(ص) از جایگاه خود فرود آمدند و یاران او، دسته دسته، به حضرت علی علیه السلام تبریک می گفتند و او را مولای خود و مولای هر مرد و زن مؤمنی می خواندند. در این موقع حسان بن ثابت، شاعر رسول خدا، برخاست و این واقعه بزرگ تاریخی را در قالب شعری با شکوه ریخت و به آن رنگ جاودانی بخشید. از شعر معروف او فقط به ترجمه دو بیت می پردازیم: پیامبر اکرم به حضرت علی فرمودند: برخیز که من تو را به پیشوایی مردم و راهنمایی آنان پس از خود برگزیدم. هر کس که من مولای او هستم، علی نیز مولای او است. مردم! بر شما لازم است از پیروان راستین و دوستداران واقعی علی باشید (۶).

آنچه نگارش یافت خلاصه این واقعه بزرگ تاریخی بود که در مدارک دانشمندان اهل تسنن وارد شده است. در کتابهای شیعه این واقعه به طور گسترده تر بیان شده است. مرحوم طبرسی در کتاب احتجاج (۷) خطبه مشروحی از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند که علاقه مندان می توانند به آن کتاب مراجعه کنند. یکی از علل جاودانی بودن حدیث غدیر، نزول دو آیه از آیات قرآن کریم در باره این واقعه است (۸) وتا روزی که قرآن باقی است این واقعه تاریخی نیز باقی خواهد بود و از خاطرها محو نخواهد شد. از مراجعه به تاریخ به خوبی استفاده می شود که روز هجدهم ذی الحجه در میان مسلمانان به نام روز عید غدیر معروف بوده است، تا آنجا که ابن خلکان در باره مستعلی بن المستنصر می گوید: در سال ۴۸۷ هجری در روز عید غدیر که روز هجدهم ذی الحجة الحرام است مردم با او بیعت کردند(۹).  نه تنها ابن خلکان روز هجدهم ذی الحجه را روز عید غدیر می نامد، بلکه مسعودی (۱۰) وثعالبی (۱۱) نیز این روز را از روزهای معروف در میان امت اسلامی شمرده اند. ریشه این عید اسلامی به خود روز غدیر باز می گردد، زیرا در آن روز پیامبر (ص) به مهاجرین وانصار، بلکه به همسران خود، دستور دادند که بر حضرت علی (ع) وارد شوند و به او در مورد چنین فضیلت بزرگی تبریک بگویند. زید بن ارقم می گوید: نخستین کسانی از مهاجرین که با حضرت علی (ع) دست دادند ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه و زبیر بودند و مراسم تبریک وبیعت تا مغرب ادامه داشت. در اهمیت این رویداد تاریخی همین اندازه کافی است که فقط در کتابهای اهل تسنن، حدیث غدیر از صد و ده نفر از اصحاب پیامبر اکرم (ص) نقل شده است.

در قرن دوم هجری، که عصر«تابعان » است، هشتاد و نه تن از آنان، به نقل این حدیث پرداخته اند. راویان حدیث در قرنهای بعد از علما و دانشمندان اهل تسنن هستند و سیصد و شصت تن از آنان این حدیث را در کتابهای خود آورده اند وگروه زیادی به صحت و استواری آن اعتراف کرده اند.

در قرن سوم: نود و دو دانشمند سنی، در قرن چهارم: چهل و سه نفر، در قرن پنجم: بیست و چهارنفر، در قرن ششم: بیست نفر، در قرن هفتم: بیست و یک نفر، در قرن هشتم: هجده نفر، در قرن نهم: شانزده نفر، در قرن دهم: چهارده نفر، در قرن یازدهم: دوازده نفر، در قرن دوازدهم: سیزده نفر، در قرن سیزدهم دوازده و در قرن چهاردهم: بیست دانشمند اهل تسنن این حدیث را نقل کرده اند. گروهی نیز تنها به نقل حدیث اکتفا نکرده اند بلکه در باره اسناد و مفاد آن مستقلا کتابهایی نوشته اند. طبری، مورخ بزرگ اسلامی، کتابی به نام «الولایة فی طریق حدیث الغدیر» نوشته و این حدیث را از متجاوز از هفتاد طریق از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده است. ابن عقده کوفی در رساله «ولایت » این حدیث را از صد و پنج تن نقل کرده است. ابوبکر محمد معروف به جعانی، این حدیث را از بیست وپنج طریق نقل کرده است. تعداد کسانی که از میان دانشمندان اهل تسنن مستقلا پیرامون خصوصیات واقعه تاریخی غدیر، کتاب نوشته اند بیست و شش نفر است.

دانشمندان شیعه در باره این واقعه بزرگ کتابهای ارزنده ای نوشته اند که جامع تر از همه کتاب تاریخی «الغدیر» است که به قلم توانای نویسنده نامدار اسلامی علامه امینی نگارش یافته است ودر تحریر این نوشتار ازاین کتاب شریف استفاده فراوانی به عمل آمد.

برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی حوزهhawzah.net 

 

 

 

 

پی نوشت ها:

  • جحفه در چند میلی «رابغ » بر سر راه مدینه واقع است و یکی ازمیقاتهای حجاج است.
  • علامه امینی نام وخصوصیات این سی تن را در اثر نفیس خود «الغدیر» (ج ۱، ص ۱۹۶ تا۲۰۹) به طور مبسوط بیان کرده است. که در میان آنان نام افرادی مانند طبری، ابو نعیم اصفهانی، ابن عساکر، ابو اسحاق حموینی، جلال الدین سیوطی به چشم می خورد و از میان صحابه پیامبر از ابن عباس و ابو سعید خدری و براء بن عازب نام برده شده است.
  • خصوصا بر اعرابی که همواره مناصب مهم را شایسته پیران قبایل می دانستند و برای جوانان، به بهانه اینکه بی تجربه اند، وقعی قائل نبودند. لذا هنگامی که رسول اکرم (ص) عتاب بن اسید را به فرمانداری مکه و اسامة بن زید را به فرماندهی سپاه عازم به تبوک منصوب کرد از طرف جمعی از اصحاب و پیروان خود مورد اعتراض قرار گرفت.
  • بنا به نقل احمد بن حنبل در مسندش، پیامبراکرم (ص) این جمله را چهار بار تکرار کردند.
  • الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا .(سوره مائده، آیه ۳
  • فقال له قم یا علی فاننی فمن کنت مولاه فهذا ولیه رضیتک من بعدی اماما و هادیا فکونوا له اتباع صدق موالیا
  • احتجاج طبرسی، ج ۱، ص ۸۴- ۷۱،
  • آیات ۳و۶۷ سوره مائده
  • وفیات الاعیان، ج ۱، ص ۶۰ وج ۲، ص ۲۲۳
  • التنبیه والاشراف، ص ۸۲۲
  • ثمار القلوب، ص ۵۱۱

نظر خود را بگذارید .

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شرکت نفتکاو ژرف میباشد

قالب وردپرسقالب وردپرس